کنترل کیفیت
مطالب سیستم های کیفیت و استاندارد
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: صدرالله ابوالقاسمی - ٢٦ آذر ۱۳٩٠

کی بود یکی نبود. یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده.

بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن....

 اما مامان و باباش می‌ترسیدن که پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.

اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن.

پسر کوچولو که با برادرش تنها شد، خم شد روی سرش و گفت : داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی … به من می گی خدا چه شکلیه ؟ آخه من کم کم داره یادم می ره!

نویسنده: صدرالله ابوالقاسمی - ٢٦ آذر ۱۳٩٠

نقش همسران در بهره وری
معنای عمومی بهره وری « گرفتن بهترین نتیجه از شرایط موجود » است و اکثر شرکتها و سازمانها برای ارتقاء بهره وری هزینه های زیادی می پردازند و از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند.
از طرفی اصلی ترین رکن بهره وری ، انسان ها هستند. چرا که ماشین آلات ، سیستم ها، تکنولوژی و ......... بخودی خود و بدون افراد نمیتوانند اثربخشی لازم را داشته باشند.
امروزه تمام مدیران موفق ، بر این عقیده اند که « فرد» بعنوان یکی از مهمترین اجزای سیستم می تواند در افزایش بهره وری سازمان نقش بسزایی داشته باشد .
اما زمانی که فردی در یک سازمان مشغول فعالیت می گردد ، نیروهای مختلف و متعددی در کارائی وی نقش دارند که یکی از مهمترین این فشارها ، فشارهای خانوادگی می باشد. فردی که در کنار خانواده خود احساس آرامش می نماید ، مطمئناٌ از بهره وری بیشتری برخوردار است .
در این میان همسر است که میتواند این احساس آرامش را در خانواده بوجود آورد و اینگونه سهم خود را در قبال خوشبختی و رضایت خانوادگی و از این طریق در قبال جامعه بپردازد.
متاسفانه آموزش های مناسب و منسجمی برای خانواده ها ارائه نمیگردد و اکثر همسران نمی دانند چه نقش و چه تاثیری در روند و بهبود شرکت ها ، سازمان ها و ارگان های کشورمان دارند. بویژه در روزگار کنونی که تشکیل خانواده از حالت سنتی خود در آمده و توقعات طرفین از یک زندگی مشترک تغییر کرده است .
پس از سالها مشاوره به مدیران و تحقیق و مطالعه علوم روانشناسی و تلفیق آن در مدیریت ، 8 اصل را جمع بندی نمودم .
این 8 اصل در ظاهر بسیار ساده بنظر میرسد ، اما عمل به آن باعث کاهش بسیاری از تنشها و رنجشهای خانوادگی میگردد.
رعایت این اصول باعث میگردد همسران ما در محیط کاری خود با آرامش و دقت بیشتری به فعالیت پرداخته و روند رو به رشدی را در پیش گیرند که این منجر به افزایش بهره وری در سازمانها و در نهایت بهبود وضع اقتصادی کشور و رفاه عمومی خواهد شد.


اصل اول : مسئولیت وضعیت فعلی را « من» می پذیرم
اصولا ما انسان ها بطور غریزی وقتی با مساًله یا مشکلی مواجه می شویم، تقصیر را در دیگران جستجو می کنیم. اگر به بحث و جدلهای خانوادگی نگاه کنید در می یابید که در اکثر اوقات ، طرفین در حال ثابت کردن این موضوع هستند که « تقصیر تو بود » یا اگر تو آنگونه نمیگفتی من هم چنین نمی کردم و .......
مشکل از آنجا شروع می شود که ما تا وقتی خود را مقصر نمی دانیم ، هیچ اقدامی جهت رفع آن انجام نمی دهیم و دائماٌ منتظریم تا طرف مقابل خود را اصلاح نماید .
در حالیکه می توانیم دیدگاه خود را تغییر دهیم و از امروز اینگونه بیندیشیم که هر جا تنشی در خانواده رخ داد ، من چه تاًثیری در جهت رفع آن می توانم داشته باشم ؟این دیدگاه زمانی می تواند بوجود آید که شما بعنوان یک فرد بالغ ، بتوانید مسئولیت شرایط موجود و وضعیت فعلی خانواده را بپذیرید .

اصل دوم : حفظ مرزها و چارچوبها
خانواده ها از دو جنبه می باید برای زندگی مشترک، مرزها و چارچوب هائی را رعایت نمایند :
الف ) تعیین مرز و چارچوبی برای دور شدن از هم
زندگی مشترک همانند زاویه ای می ماند که از دو خط تشکیل شده است ، این دو خط از یک نقطه با هم رسم می شوند و ادامه می یابند ولی پس از مدتی فاصله آنها از یکدیگر زیاد می شود . دختر و پسری که بر اساس یکسری نقاط مشترک زندگی خود را شروع می کنند نیز پس از مدتی آنچنان غرق در روزمرگی می شوند که این نقاط مشترک از خاطرشان می رود و پس از گذشت زمان اگر دور شدنشان را از هم کنترل ننمایند، روز به روز این فاصله بیشتر می گردد تا جائیکه ممکن است نسبت به هم بیگانه شوند .
توصیه می کنم برای جلوگیری از این اتفاق ، براحتی و بدون استرس ، احساسات خود را به طرف مقابل بگوئید .
تلمبار شدن احساسات باعث می گردد ما توقعمان از طرف مقابل بیشتر شده و از او فاصله بگیریم.
همچنین می توانید زمان هایی را مشخص کنید تا دوباره از ابتدا شروع نمائید مثلاٌ برای ازدواج خود بجای سالگرد ، ماهگرد بگیرید . یک جشن کوچک ترتیب دهید و در آن بدون گله و بیان توقعات ، تنها و تنها یکدیگر را ببخشید و رنجش ها را فراموش کنید .
ب ) تعیین مرز و چارچوبی برای صمیمیت و نزدیک شدن به هم
برخی از افراد بر این باورند که برای اینکه به طرف مقابل ثابت کنند چقدر دوستش دارند ، باید در تمام مسائل « یکی » شوند بویژه در زندگی های امروزی این اتفاق بیشتر مشاهده می گردد . اما هر انسانی برای حفظ شخصیت خود و داشتن وقار لازم نیازمند یک حریم شخصی می باشد و اگر آنرا تعیین و رعایت نکند پس ازمدتی حس استقلال خود را از دست داده و تنش های بزرگتری را برای خود و طرف مقابلش ایجاد می نماید .
در هر صورت صمیمیت در خانواده با صمیمیت در دوران مجردی و بین دوستان متفاوت است . خانواده هایی که حریم شخصی هر یک از طرفین در آنها مشخص شده باشد ، حرمت و تقدس خانواده نیز در آنها مشخص است و مثلاٌ در بزرگترین جر و بحثها نیز هیچ یک از دو طرف از حد مشخص شده پا فراتر نمی گذارد .


اصل سوم : توجه کردن
تحقیقات نشان می دهد توجه کردن حتی اگر منفی باشد از بی تفاوتی بسیار بهتر است . همسرتان باید احساس کند که شما وجود دارید.
خانواده های زیادی را دیده ام که با افتخار عنوان می کنند ، ما کاری به هم نداریم و هر یک درگیر گرفتاریهای خود هستیم . به نظر نمی آید عنوان خانواده برای این دسته ، عنوان بامسمایی باشد .
این هنر شماست که بفهمید همسرتان به چه نوع توجهی نیاز دارد و چه خدمتی در این رابطه میتوانید به وی ارائه نمائید .
حتی این وظیفه شماست که برای فرار از روزمرگی ، برای خوشحال نمودن همسرتان ، برنامه ریزی داشته باشید .
همین امروز تصمیم بگیرید او را خوشحال کنید . آیا می دانید او از چه خوشحال خواهد شد ؟ آیا فکر می کنید حتماٌ برای خوشحال کردنش باید کادو بخرید ؟ در هر شرایطی و با وجود تمام مسائل سعی کنید هفته ای یکبار او را خوشحال و یا به قول امروزیها سورپرایز نمائید .

اصل چهارم : حس مفید بودن را القاء نمائید
یکی از قشنگ ترین احساسات آدمی ، احساس مفید بودن و موًثر بودن است . افرادی که می دانند برای خانواده ، سازمان ، کشور و جامعه شان چقدر مفیدند و چه تاًثیری دارند ، افراد شاد تر و کاراتری هستند و در مقابل کسانی که نمی توانند چنین حسی داشته باشند ، بیشتر دچار افسردگی و پریشانی و عذاب وجدان می گردند .
بعنوان همسر می بایست ابتدا چنین حسی را در خود پرورش داده و سپس تمرین کنید تا بتوانید این احساس را در دیگران و بویژه در همسرتان بوجود آورید .
آشتی دادن دیگران با خودشان ، هنری است که اگر آنرا بیاموزید ، روزگاری بسیار شیرین و شاد خواهید داشت . اگر کمی دقت کنید در می یابید که اکثر ما انسانها نا خواسته با رفتارمان ، گفتارمان و یا حتی نوع نگاه و لحن حرف زدنمان به دیگران عذاب وجدان می دهیم و آنها را وادار میکنیم تا از خودشان بدشان بیاید .
بیائید از همین لحظه تمرین کنیم تا به همسرمان بگوئیم و یا نشان دهیم که چقدر برای ما و برای خانواده مان مفید و موثر است .




اصل پنجم : در ک تفاوت ها
این اصل از کتاب « مردان مریخی ، زنان ونوسی» نوشته دکتر جان گری برگرفته شده است .
زن و مرد با هم متفاوتند و این یک موهبت الهی است اما بسیاری از خانواده ها بجای استفاده درست و مناسب از این تفاوت ها ، آن را باعث رنجش و بحث و جدل می دانند .
در این جا چند نمونه از این تفاوت ها را برایتان نقل می کنم تا مشاهده کنید آگاهی از این تفاوت ها چقدر برایتان می تواند جذاب باشد .
توصیه می کنم کتاب مذکور را مطالعه فرمائید .
-
اغلب مردان زمانی که با همسرشان به یک مرکز خرید می روند احساس خوبی ندارند، چرا که مردان نتیجه گرا هستند. آنها اینگونه فکر می کنند که اگر به یک مرکز خرید می رویم باید از قبل بدانیم که چه چیزی می خواهیم بخریم ، دقیقاً برویم به مغازه مورد نظر ، خرید را انجام دهیم و برگردیم. آنها فکر می کنند که برای قدم زدن و با هم بودن باید به پارک برویم نه به مرکز خرید. این در حالی است که زنان دوست دارند در کنار مردشان به تماشای مغازه ها بپردازند.
-
زنان وقتی با مساله ای روبرو می شوند و یا خسته می شوند دوست دارند راجع به آن حرف بزنند و حتی راجع به مسائل دیگری صحبت کنند در حالیکه مردان در اینگونه موارد دوست دارند با خودشان خلوت کنند وتنها باشند.
-
زنان دوست دارند وقتی راجع به مساله ای صحبت می کنند شما دقیق گوش دهید و دائماً راه حل ندهید ، این در حالیست که مغز مردان برای حل مشکلات طراحی شده و ناخودآگاه دائماً حرف همسرشان را قطع کرده و راه حلی ارائه می دهند.
-
مردان دوست دارند بعد از ساعات کاری زمانی که به خانه می رسند ، با دیدن تلویزیون و یا خواندن روزنامه و . . . استرس روزانه خود را کاهش دهند در حالیکه در همان لحظات زنان دوست دارند برای رهائی از فشار روزانه با شوهرشان صحبت کتتد.
-
و بسیاری دیگر از این قبیل که متاسفانه در خیلی از مواقع عدم آگاهی از آن ، باعث تنش های خانوادگی می گردد.


اصل ششم : رفتارهای مشابه ، نتایج مشابهی دارند

خانواده های بسیاری را دیده ام که از جدال های تکراری خود گله مندند . با کمی دقت در می یابیم که تا زمانی که ما خودمان را تغییر ندهیم ، نتایج مشابه و یکسانی در انتظارمان خواهد بود . یکی از مهمترین وظایف مغز، نگه داشتن شما در وضعیت فعلی است اکثر افراد بارها تصمیم گرفته اند روند زندگی و یا برخی از رفتارهای خود را تغییر دهند و در اغلب موارد موفق نبوده اند . اکثراً سعی می نماییم همه چیز را تغییر دهیم بجز خودمان را .
آیا فکر نمی کنید با تغییر نگرشهایمان ، قادریم دنیا را آنطور که دوست داریم ، ببینیم؟

اگر بدنبال نتایج متفاوتی هستید :
-
افکارتان را عوض کنید.
-
ذهنیت های خود را تغییر دهید.
-
باورهای خود را به چالش بکشید.
-
تغییر را از خودتان شروع کنید.
-
روی مسائل کوچک تمرین نمائید.
-
همین امروز آغاز کنید.


اصل هفتم : قدردان هم باشیم
یکی از نشانه های بلوغ اجتماعی ، تشکر کردن و قدر دانی نمودن است . شکر نعمت ، نعمت افزودن کند.
داشتن زبان تشکر ، انسان را دوست داشتنی و بزرگ منش جلوه می دهد. همیشه این نکته را مد نظر داشته باشید، که با تشکر به طرف مقابل می گوئید چه کاری یا چه برخوردی برای شما مهم و با ارزش است . شما با نحوه قدردانی تان می توانید طرف مقابلتان را مدیریت نمائید بعبارتی به وی بفهمانید چه توقعاتی از وی دارید . تشکر نوعی پاداش است و کودک درون افراد را فعال می سازد . اما در تشکر کردن ، نکات زیر را رعایت نمائید :
-
طرف مقابل دقیقاً باید بداند از چه بابت از وی تشکر می نمائید.
-
قدردانی کردن نباید بصورت یک عادت در بیاید.
-
برای کارهای مختلف از روشهای متفاوت برای تشکر کردن استفاده نمائید.

اصل هشتم : عشق بورزید
عشق، مفهومی است که تاکنون ذهن بسیاری را بخود معطوف کرده ، کتابها نوشته شده و داستانها و اشعار زیادی گفته شده، فیلمهای بسیاری ساخته شده و .... و شاید بتوان گفت عشق مفهومی ملکوتی و عرفانی دارد. اما من در اینجا می خواهم از عشق زمینی صحبت کنم . عشقی که برای شروع زندگی مشترک و بقای آن لازم است. این عشق را می توان مهارتی آموختنی دانست ، همانطور که اریک فروم در کتاب « هنر عشق ورزیدن » می گوید . آری! عاشق پیشگی هنری است آموختنی. آیا تاکنون دیده اید آدمهایی که عاشق همه چیز هستند؟! عاشق مردم، عاشق تابستان ، عاشق زمستان ، عاشق شغلشان، . . .
آنها ذهن خود را اینگونه تربیت نموده اند ، آنها خوشبختی خود را شرطی نمی کنند و تحت هر شرایطی احساس رضایت از خویش را بوجود می آورند ، آنها انسانهایی آرام و دوست داشتنی به نظر می رسند.
اکثر زندگی های زناشویی ، با عشق شروع می شود ولی در بسیاری از موارد ، این عشق دستخوش مرور زمان شده و کمرنگ می شود چرا که معمولاً زن و مرد نمی دانند که نیازهای احساسی متفاوتی دارند. در نتیجه نمی دانند چگونه به هم ابراز محبت کنند. زن و مرد هریک محبتی را به همسرشان ارائه می دهند که خودشان دوست دارند آنرا دریافت کنند. شوهری را می شناختم که برای همسرش ماشین خریده اما زن از وی توقع داشت در شستن ظرفها به وی کمک نماید.
زن و مرد باید بدانند که همسرشان نیازهای عشقی متفاوتی دارد. در ادامه چند نمونه از نیازهای عشقی مردان و زنان که از کتاب « مردان مریخی ، زنان ونوسی » برداشت شده را می آورم :
-
زن به توجه نیاز دارد و مرد به اعتماد
-
زن نیازمند درک و مرد نیازمند پذیرش است
-
زن به احترام و مرد به قدردانی نیاز دارد
-
زن به عشق ورزی و مرد به تحسین نیاز دارد
-
زن به اعتبار نیاز دارد و مرد به تائید
-
زن به قوت قلب نیاز دارد و مرد به تشویق
دوستان من ، زندگی بسیار دلپذیر و زیبا می شود وقتی بدانیم نقش و ماموریت ما در این زندگی چیست ؟
خوشبختی و احساس آرامش تنها و تنها به تصمیم من و شما بستگی دارد.

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :